تبلیغات

سوالات
 

شرایط عضویت در وی ای پی و گرفتن رنک ان
نحوه عضویت در اتاق تبادل امتیازات طلایی
بزودی
به زودی
به زودی..

مشکلات
 

اموزش کار با انجمن
اموزش ارسال پست
به زودی..
به زودی..
به زودی..

تاپیکهای خواندنی
 

قوانین سایت
روش حذف کردن کش و کوکی های مرورگر
اموزش زدن برچسب به تاپیک ها
به زودی...
به زودی..


کانال تلگرام انجمن کمبت را دنبال کنید برای عضویت اینجا کلیک کنید

صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 43

موضوع: خاطرات شما

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مـديريت كـل
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    1757
    نوشته ها
    6,920
    میانگین پست در روز
    4.96
    شهر شما
    Paradise
    اعتبار شما
    600
    وضعیت من
    ghodrat mand
    تشکر
    1,918
    تشکر شده 4,291 بار در 1,943 ارسال
    امتیاز طلایی (رنک 2)
    85,906
    زمان آنلاين
    5 ماه 1 هفته 5 روز 18 ساعت 2 دقيقه 57 ثانيه
    شخصيت محبوب :
    Ronaldo
    اندازه فونت

    خاطرات شما

    مهمان عزیز برای مشاهده ی لینک ها باید عضو شوید. براي عضويت اينجا كليك كنيد

    با سلام

    در این تاپیک میتونید خاطرات جالب خودتون رو تعریف کنید، حالا هر خاطره ای میخواد باشه، غم انگیز، شاد، خنده دار، ترسناک ... کلاء هرچی ... فقط شنیدنی باشه ....

    ممنون

  2. 10 کاربر مقابل از _SONIC_ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    *GORO* (01-30-2014),AlirezaCreeper_F (06-20-2015),chameleon mk9 (01-03-2014),Leonardo (03-26-2015),MagicCell (07-18-2015),NathanielBuzolic (06-11-2014),SCORPION MASTER (11-19-2014),Ulquiorra (01-25-2015),Zabuza (02-11-2014)

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مـديريت كـل
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    1757
    نوشته ها
    6,920
    میانگین پست در روز
    4.96
    شهر شما
    Paradise
    اعتبار شما
    600
    وضعیت من
    ghodrat mand
    تشکر
    1,918
    تشکر شده 4,291 بار در 1,943 ارسال
    امتیاز طلایی (رنک 2)
    85,906
    زمان آنلاين
    5 ماه 1 هفته 5 روز 18 ساعت 2 دقيقه 57 ثانيه
    شخصيت محبوب :
    Ronaldo
    اندازه فونت
    خب برای شما خودم یک خاطره تعریف میکنم

    ------------------------------------------------------------

    یادمه با یکی از فامیل هامون داشتم والیبال بازی میکردم، یکدفعه پام لیز خورد و زمین افتادم

    اون فامیلمون بهم خندید

    من هم قاطی کردم و با عصبانیت بلند شدم و به طرف اون رفتم ... بعدش چنان گلوشو فشار دادم که چشم هاش سیاهی رفت و بیهوش شد

    من هم از ترس نزدیک بود سکته کنم، با خودم گفتم نکنه مُرده باشه ؟!

    اما شانس اوردم و 8-7 ثانیه بعد بهوش اومد .... ( جالبه وقتی بهوش اومد یادش نبود چطوری و چرا بیهوش شده )

    من هم الکی گفتم خوابیده بودی ... !!!

  4. 7 کاربر مقابل از _SONIC_ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    chameleon mk9 (01-03-2014),cyborg (01-03-2014),Leonardo (03-26-2015),NathanielBuzolic (06-11-2014),SCORPION MASTER (11-19-2014),vegito (05-31-2015),Zabuza (02-05-2014)

  5. Top | #3

    عنوان کاربر
    كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    12
    نوشته ها
    21
    میانگین پست در روز
    0.01
    شهر شما
    .......
    اعتبار شما
    10
    تشکر
    74
    تشکر شده 80 بار در 26 ارسال
    امتیاز طلایی
    4
    زمان آنلاين
    9 دقيقه 6 ثانيه
    اندازه فونت
    من الان می گم چه جورس سر یه اشتباه احمقانه دستم سوخت(البته سوختگی اصلا جدی نیست ولی جاش رو دستم موند)


    آقا ما تو شمال بودیم منم 5 سالم بود. داشتیم تو حیاط روی منقل کباب می کردیم. یه دونه از این لوله ها که می ذارن رو منقل که دود رو مستقیم ببره بالا رو هم گذاشته بودیم رو منقل. یکی از فامیل اومد با من شوخی کنه گفت الان هولت می دم تو منقل. ولی از دست و پا چلفتیش زد به همون لوله (که خیلی داغ بود) و اونم افتاد رو دستم. یه سوختگی مثل کشور قبرس رو ساعد دستم در اومد و جاش هنوز مونده(خوشم نمی یاد ازش. حالا در آینده با خالکوبی پنهانش می کنیم:d)

  6. 3 کاربر مقابل از cyborg عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    chameleon mk9 (01-03-2014),vegito (05-31-2015)

  7. Top | #4

    عنوان کاربر
    كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    3
    میانگین پست در روز
    0.00
    شهر شما
    www.kombat.ir
    اعتبار شما
    10
    تشکر
    62
    تشکر شده 291 بار در 142 ارسال
    امتیاز طلایی
    4
    زمان آنلاين
    نامشخص
    اندازه فونت
    بهترین خاطرم زمانیه بود که برای اولین بار تونسته بودم روی دیوار مثل ازیو بدوم!
    خیلی خاطره ی خوبی بود!
    There is only one killer in the world and that somebody is me



    |-_-|
    ><



  8. 4 کاربر مقابل از Darknes عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    chameleon mk9 (01-03-2014),cyborg (01-03-2014),vegito (05-27-2015)

  9. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدير بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    2
    نوشته ها
    151
    میانگین پست در روز
    0.11
    اعتبار شما
    945
    تشکر
    54
    تشکر شده 277 بار در 111 ارسال
    امتیاز طلایی (رنک 39)
    21
    زمان آنلاين
    3 ساعت 46 دقيقه 58 ثانيه
    شخصيت محبوب :
    sub-zero
    اندازه فونت
    من بهترين خاطره افشينو ميگم اين بود كه تونست كمبت و فوتبالو به صورت حرفه اي از من ياد بگيره

  10. 4 کاربر مقابل از Sub zero عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    chameleon mk9 (01-03-2014),cyborg (01-03-2014),Holy knight (01-03-2014)

  11. Top | #6

    عنوان کاربر
    كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    134
    میانگین پست در روز
    0.10
    اعتبار شما
    10
    تشکر
    198
    تشکر شده 376 بار در 105 ارسال
    امتیاز طلایی
    1
    زمان آنلاين
    19 ساعت 57 دقيقه 1 ثانيه
    اندازه فونت
    خاطره منم این بود که تونستم چند نکته خیلی مهم رو در امکا3 یاد حمید بدم
    .
    .
    حمید یادته داشتی بال در میاوردی؟؟
    .
    .
    یادش بخیر


    Aperture Laboratories

  12. 4 کاربر مقابل از Holy knight عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    cyborg (01-03-2014),Dark Admin (09-25-2014),vegito (05-27-2015)

  13. Top | #7
    Amir_GH
  14. Top | #8

    عنوان کاربر
    كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jan 2014
    شماره عضویت
    54
    نوشته ها
    0
    میانگین پست در روز
    0
    اعتبار شما
    10
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال
    امتیاز طلایی
    0
    زمان آنلاين
    نامشخص
    اندازه فونت
    :o یه بار همۀ فامیل جمع شده بودن و داشتن تو خونه ما سگا بازی میکردن من نی نی بودم اون موقع ها
    حلاصه بازی مورتال 4 بود دیگه همتون میدونید چه بازی ایه
    من یه گوشه نشسته بودم تماشا میکردم کم کم بازی تبدیل شد به کل کل و اینا و رقابتی شد بیشترشون بازی رو بلد بودن فن های آخر رو هم بلد بودن
    یادمه من رو صدا کردن که منم بیام بازی سرم درد میکرد حوصله نداشتم اصلأ
    بازی جوری بود که هر کی که میباخت باید کنترلر رو میداد به نفر بعدی و برنده بازم بازی میکرد
    بلاخره چرخید و چرخید و چرخید نوبت من رسید
    من اسمک رو آوردم همون که شبیه سایراکس بود ولی مشکی بود
    نوبت من که شد دیگه اون کنترلر نصیب هیچکی نشد همشون اومدن هی پودر شدن و رفتن آخرش دیگه نا امید شدن از بردن من
    الانم هنوز راحت میتونم ادعا کنم هیچ کی نمیتونه اسمک من رو شکست بده
    دیگه تا اون حد حرفه ای شده بودم که کسی جرات نداشت اصلأ از ضربۀ upper cut در برابر من استفاده کنه
    uppercut هم همون مشتی بود که میکشیدی زیر حریفت و پرت میشد تو سیاهچال
    حالا چرا کسی جرات نداشت از این ضربه استفاده کنه چون در حالتی که روی زمین بودیم تا upper cut میزدن من هم میزدم و تو بازی کسی که بلافاصله بعد حریف این ضربه رو میزد ضربۀ اون اگه با سرعت بالا بود برخورد میکرد
    رو هوا هم حرفه ای ها میدونن اگه uppercut میزدن و با اسمک رو هوا هیچ ضربه ای نمیزدی ضربۀ حریف بهت اصابت نمیکرد و بلافاصله میومدی کنارش و یه uc تقدیمش میکردی
    دیگه اینقدر حرفه ای شده بودم یادمه بیشتر بازی تو آخر صحنه انجام میشد چون حریف نمیتونست از اون جا فرار کنه گیر میکرد دیگه
    البته اونا هم خیلی حرفه ای بازی میکردن و همۀ فنون combo رو با همه بازیکن ها بلد بودن حتی یکی از فامیلامون تو شهر خودشون نفر اول بلزی شده بود
    اما اون روز واسه من خاطره جالبی بود
    ویرایش توسط nazyaryan : 01-03-2014 در ساعت 06:29 PM

  15. کاربر مقابل از nazyaryan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    vegito (05-31-2015)

  16. Top | #9

    عنوان کاربر
    كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    8
    سن
    19
    نوشته ها
    1,872
    میانگین پست در روز
    1.33
    اعتبار شما
    10
    وضعیت من
    khoshtip
    تشکر
    2,504
    تشکر شده 3,674 بار در 1,578 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    5
    امتیاز طلایی (رنک 42)
    18
    زمان آنلاين
    1 ماه 2 روز 16 دقيقه 23 ثانيه
    شخصيت محبوب :
    Kratos
    اندازه فونت
    بهترین خاطره من این بود که مادر بزرگم از تهران برام کمر بند wwe رو خردی.خیلی خوشحال شدم.البته ماسک ری مستریو رو هم خرید

  17. 2 کاربر مقابل از Lord Fatal عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    cyborg (01-03-2014)

  18. Top | #10

    عنوان کاربر
    مـديريت كـل
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    1757
    نوشته ها
    6,920
    میانگین پست در روز
    4.96
    شهر شما
    Paradise
    اعتبار شما
    600
    وضعیت من
    ghodrat mand
    تشکر
    1,918
    تشکر شده 4,291 بار در 1,943 ارسال
    امتیاز طلایی (رنک 2)
    85,906
    زمان آنلاين
    5 ماه 1 هفته 5 روز 18 ساعت 2 دقيقه 57 ثانيه
    شخصيت محبوب :
    Ronaldo
    اندازه فونت
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazyaryan نمایش پست ها
    :o یه بار همۀ فامیل جمع شده بودن و داشتن تو خونه ما سگا بازی میکردن من نی نی بودم اون موقع ها
    حلاصه بازی مورتال 4 بود دیگه همتون میدونید چه بازی ایه
    من یه گوشه نشسته بودم تماشا میکردم کم کم بازی تبدیل شد به کل کل و اینا و رقابتی شد بیشترشون بازی رو بلد بودن فن های آخر رو هم بلد بودن
    یادمه من رو صدا کردن که منم بیام بازی سرم درد میکرد حوصله نداشتم اصلأ
    بازی جوری بود که هر کی که میباخت باید کنترلر رو میداد به نفر بعدی و برنده بازم بازی میکرد
    بلاخره چرخید و چرخید و چرخید نوبت من رسید
    من اسمک رو آوردم همون که شبیه سایراکس بود ولی مشکی بود
    نوبت من که شد دیگه اون کنترلر نصیب هیچکی نشد همشون اومدن هی پودر شدن و رفتن آخرش دیگه نا امید شدن از بردن من
    الانم هنوز راحت میتونم ادعا کنم هیچ کی نمیتونه اسمک من رو شکست بده
    دیگه تا اون حد حرفه ای شده بودم که کسی جرات نداشت اصلأ از ضربۀ upper cut در برابر من استفاده کنه
    uppercut هم همون مشتی بود که میکشیدی زیر حریفت و پرت میشد تو سیاهچال
    حالا چرا کسی جرات نداشت از این ضربه استفاده کنه چون در حالتی که روی زمین بودیم تا upper cut میزدن من هم میزدم و تو بازی کسی که بلافاصله بعد حریف این ضربه رو میزد ضربۀ اون اگه با سرعت بالا بود برخورد میکرد
    رو هوا هم حرفه ای ها میدونن اگه uppercut میزدن و با اسمک رو هوا هیچ ضربه ای نمیزدی ضربۀ حریف بهت اصابت نمیکرد و بلافاصله میومدی کنارش و یه uc تقدیمش میکردی
    دیگه اینقدر حرفه ای شده بودم یادمه بیشتر بازی تو آخر صحنه انجام میشد چون حریف نمیتونست از اون جا فرار کنه گیر میکرد دیگه
    البته اونا هم خیلی حرفه ای بازی میکردن و همۀ فنون combo رو با همه بازیکن ها بلد بودن حتی یکی از فامیلامون تو شهر خودشون نفر اول بلزی شده بود
    اما اون روز واسه من خاطره جالبی بود
    اسمک دیگه کیه ؟؟؟

    تو که میگی نی نی بودی پس چطوری کسایی که حرفه ای بودن همشون ازت شکست خوردن؟

    شاید خودشون گذاشتن ازشون ببری

  19. 2 کاربر مقابل از _SONIC_ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Ali Tec-N9ne (06-20-2015),Zabuza (06-14-2014)

صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
-
ايميل مديريت :taksavar.2009@gmail.com
-
انجمن كمبت فعاليت خود را از اواخر اذر ماه سال 1392 شروع نمود . تیم مدیریتی این انجمن جزو برترین كمبت بازان ایران هستند.